حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 173

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

در موقع انتخاب شاه جديد فترتهائى حاصل ميشد كه گاهى سى سال دوام مىيافت محقّقين از مطالعه در اوضاع دولت اشكانى و مقايسه آن با اوضاع اروپا در قرون وسطى شباهت زياد بين اين دوره و آن عهد يافته‌اند و اين خود مىرساند كه ترتيبات سياسى و اجتماعى آريانها با ساير ملل هند و اروپائى مانند اسكانديناويها و ژرمن‌ها و غيره در عهود قديمه يكى بوده مذهب پارتيها زمانيكه با سكها معاشر بودند عناصر و آفتاب و ماه و ستاره‌ها را ميپرستيدند بعد كه با پارسيها و ماديها معاشر شدند اهورمزد را پرستش كردند و چون در ايران پرستش مهر و ناهيد رواج داشت پرستش آنها هم در معتقدات پارتيها داخل شد پس از آمدن اسكندر بايران و شيوع مذهب و تمدّن يونانى پرستش بعضى از ارباب و انواع يونانى نيز جزو مذهب شاهان اشكانى گرديد بنابراين بايد گفت كه مذهب آنها مانند تمدّنشان تركيبى بود معلوم است كه مذهب هرمزد پرستى در نزد آنها به پاكى اوّلى خود باقى نمانده با معتقدات ديگر آميخته گرديد مثلا ساختن مجسّمه يا صورت هرمز و بناى معبد و غيره كه در نزد پارسىها بر خلاف مذهب زرتشتى بود از جهت تقليد از يونان در نزد پارتىها رواج داشت چيز ديگر كه در نزد اشكانيان ديده مىشود و سابقه نداشت پرستش اجداد است شاهان اشكانى براى اشك اوّل مرتبه يك نوع الوهيّتى قائل شدند چنان كه لقب اپىفانس كه كلمه يونانى است روى سكّه‌هاى شاهان اشكانى اين مطلب را مىرساند پارتيها هم اجداد خود را مىپرستيدند و صورت آنها را در خانه‌ها با كمال مراقبت حفظ مينمودند شاهان اشكانى نسبت بمذهب مادىها و پارسىها بىقيد بوده بحفظ آن اعتنائى نداشتند فقط يكى از اشكانيان يعني بلاش اول درصدد برآمد كه آوستا را جمع‌آورى كند روحانيّون دولت اشكانىباز همان مغها بودند شاه اشكانى سمت رياست روحانيّين را داشت ولي اجراى آداب